توسعه روزافزون علم پزشکی و پیشرفت در پیشگیری، تشخیص و درمان بیماری ها مرهون تلاش های پیشگامان طب سنتی در سراسر کره خاکی است. در میان کشورهای کهن طب سنتی اسلامی ایرانی و طب چینی اثرگذاری ویژه ای بر روند توسعه و تکمیل علم پزشکی داشته است. مبانی نظری طب سنتی اسلامی ایرانی و طب چینی اگرچه با ساختار و نظریه های متفاوت شکل گرفته است، اما گذری بر تاریخ پزشکی و بررسی متون هر یک نشان دهنده اثرات متقابل این دو طب سنتی بر یکدیگر است. آن چه در این مقاله مروری صورت پذیرفته است، گذری اجمالی بر تعاملات پزشکی ایران و چیندر طول تاریخ است. این یافته ها بیانگر بررسی مبانی طب چینی در آثار دانشمندان طب اسلامی ایرانی و همچنین اثراگذاری این طب بر پایه های ساختاری طب چینی است. به طور کلی هر دو طب به طور مشترک به تبادل داروهای سنتی به خصوص گیاهی پرداخته اند، اما در خصوص اثرگذاری، این طب سنتی اسلامی ایرانی است که وارد طب چینی شده و تا امروز ریشه های اثرگذاری آن در منابع مختلف و مقالات علمی مشخص است. از جمله اثرگذارترین دانشمندان ایرانی بر طب چینی نیز می توان ابوعلی سینا، زکریای رازی و علی ابن عباس اهوازی را نام برد. البته این پژوهشگران نیز در آثارشان همچون کتاب قانون و ابن سینا و یا کاما الصناعه فی طب علی ابن عباس از گیاهان دارویی چین نام برده اند، اما پس از نگارش کتاب هایشان و در برخی منابع، نقد نظریات چینی، این کتاب ها در اعصار بعدی به چین وارد شده و در طب سنتی چین به خصوص در میان اطبا مسلمان چینی مورد استفاده قرار گرفته است که نمونه بارز این اثرپذیری را در کتاب هوی هوی یائو فانگ می توان مشاهده کرد. البته این مطالعه کوتاه تنها مدخلی برای ورود به تحقیقات آتی در این زمینه است. امید است بتوان با پژوهش های موضوعی آتی به شفاف سازی هرچه بیشتر یافته های حاضر کمک کرد.